دکتر مهدی سیف، عضو هیأت مدیره انجمن مهندسی دریایی ایران که در دوره مسؤولیت خود در شرکت ایزوایکو در حوزه تولید LNG و ساخت کشتیهای حمل گاز مایع مطالعات و پیگیریهای زیادی را برای اخذ لیسانسهای لازم انجام داده بود؛ در یادداشتی به نقد رویکرد جدید وزارت نفت پرداخته است.
در حالیکه کشور قطر به کمک کشورهای غربی و بهسرعت در حال استخراج و صدور گاز از پارس جنوبی به صورت LNG هستند، در کشور ما مجددا بحث بر سر انتقال گاز به صورت لولهگذاری یا به صورت LNG مطرح شده است.
طبیعی است که برای استخراج و تزریق گاز به میادین داخلی و نیز فروش گاز به کشورهای همسایه بهترین و اقتصادیترین روش، لولهگذاری است. اما برای صادرات و فروش گاز به کشورهای دورتر باید به نکات زیر توجه کرد:
1. اقتصادی نبودن انتقال گاز از طریق لولهگذاری برای بالاتر از حدود 2500 کیلومتر در مقایسه با حمل به صورت LNG.
2. تأثیرات نامطلوب احتمالی پارامترهای جغرافیایی بر خطوط لوله.
3. تأثیرگذاری اختلافات قومی و رقابتهای سیاسی بین کشورها بر پروژههای انتقال به صورت خط لوله، که معمولا مشکلات عمده و غیرقابل حلی را ایجاد میکند. در این خصوص، پروژه خط لوله انتقال گاز به پاکستان و هند که هنوز لاینحل مانده است، نمونه آشکاری بر معضلات سیاسی مربوط به این روش صادرات گاز از طریق خط لوله است.
4. از مزایای دیگر صادرات به روش LNG، عبارت است از انتقال یک تکنولوژی برتر (High-Tech) به کشور که تأثیرات تکنولوژیکی خود را در بر خواهد داشت.
5. جالب آنکه بحثهای مجدد در مورد روش LNG در کشور ما در شرایطی در گرفته که کارآیی این روش کاملا ثابت شده و سایر کشورها در حال سرمایهگذاری بیشتر بر روی آن هستند. (از جمله قطر که رقیب اصلی ایران در پارس جنوبی است). جالبتر آنکه، پروژه GTL) Gas to liquids) که در کشورهای دیگر هنوز اقتصادی بودن آن محل بحث است، در کشور ما مورد سرمایهگذاری قرار گرفته است!
6. و آخرین مورد اینکه، در حال حاضر در کشورهای واردکننده LNG، سرمایهگذاریهای لازم برای دریافت گاز به صورت LNG انجام شده است و در نقطه صفر تصمیمگیری قرار ندارند که ما بخواهیم مقایسهای بین روش لولهگذاری و LNG انجام دهیم.
در پایان، باید توجه داشت که دستیابی به تکنولوژی LNG (چه در مورد تأسیسات ساحلی مورد نیاز و چه در مورد کشتیهای حمل آن)، با توجه به وضعیت جدید ارتباط ایران با سایر کشورها چندان ساده نخواهد بود؛ اما در هر صورت، غیرقابل دستیابی نیز نیست و نباید به بهانه آن، صورت مسأله را حذف کرد. چرا که به هرحال، کشورهای دیگر و بخصوص غربیها نیاز به گاز را نمیتوانند فراموش کنند