صنعت نفت جهان طی عمر 200ساله خود، تحولات و گسترش فراوانی در زمینه فناوری داشته است و در بسیاری از تخصصها، بخصوص در فناوری بهرهوری از مخازن، بطور انحصاری از آن استفاده شده است لذا بسیاری از کشورهایی که دارای ذخایر هیدروکربوری هستند بدون همکاری و مشارکت شرکتهای چند ملیتی چندان قادر به بهرهبرداری بهینه و کامل و بطور مستقل از ذخایر خود نیستند.
علت اساسی عقد قراردادهای «مشارکت» که سهم قابل توجهی از عواید تولید را نصیب شرکتهای چند ملیتی میکند به علت نیاز و وابستگی به فناوری این شرکتهاست که شرکتهای چند ملیتی نیز تمایلی به از دست دادن این انحصار ندارند و تاکنون سعی کردهاند با توسعه مستمر فناوری و بهبود فرایندها، ضمن کاهش هزینهها و افزایش راندمان تولید، سهم سود عملیات را بیشتر و انحصار خود را نیز در این صنعت تداوم دهند.
انتخاب چنین راهبردی از سوی این دسته از شرکت ها همه ساله سودهایی به مراتب بیشتر از درآمدهای نفتی کشورهای نفتخیز رابرای آنها در بر داشته است.
جالب اینکه ذخایری که این شرکتها برای ارزش سهام خود از آن استفاده مینمایند تماماً متعلق به کشورهای نفتخیزی است که از طریق عقد قراردادهای «مشارکت در تولید» به دست آوردهاند. نکته مهمتر آن است که با تبلیغات زیرکانه، این شرایط را رابطهای دو طرفه و کاملاً عادلانه میخواهند و حتی نسبت به خدماتی که به برخی کشورهای نفتخیز در بهرهبرداری از ذخایر آنها ارائه میدهند ادعای طلبکاری نیز دارند.
در چنین رابطهای، کشورهایی که میخواهند صنعت نفت خود را توسعه دهند، ناچارند حضور و رضایت این شرکتها را در دستور کار خود داشته باشند. شواهد کمرنگی در جهان وجود دارد که کشوری نفتخیز به آن درجه از توسعهیافتگی در تولید دانش و فناوری دست یابد که بتواند با فناوری روز از ذخایر خود به صورت بهینه بهرهبرداری کند.
این موضوع کماکان در بسیاری از مناطق، باعث تثبیت روابط یکطرفه فناوری با کشورهای نفتخیز شده است و در اغلب صنایع نفت جهان به حفظ این وضع رضایت داده شده و صاحبان فناوری از تمام ابزارها برای حفظ این آرامش و درآمدزاییهای کلان استفاده کردهاند. شکی نیست که برای دستیابی به فناوری، همکاری و توسعه مناسبات بینالمللی یکی از مهمترین ابزارهاست، ولی میزان عزم و اراده سیاسی، استقامت، هوشمندی و تدبیر در برنامهها و مدیریت در کشورهای نفتخیز است که اندازه عبور از این شرایط را مشخص مینماید.
تجارب متعدد نشان میدهد که شرط لازم برای توسعه پایدار، دستیابی به مرزهای فناوری و پیشرو بودن در این مرزهاست. بدون دستیابی به خلق فناوری هرگونه توسعهای، ناپایدار و برگشتپذیر و متزلزل است. در صنعت نفت ایران نیز برای دستیابی به شرایط توسعه پایدار تلاشی جز تسخیر مرزهای دانش و فناوری بهعنوان یک راهبرد اصلی مطرح نیست.
این شرط لازم برای کلیه فعالیتهاست. اگر در پارهای از زمانها صنعت نفت در برنامههای افزایش ضریب بازیافت مخازن بهعنوان مهمترین شاخص در توسعه و بهرهوری مخازن خود با برخی محدودیتها مواجه بوده است، نشانگر کاستی و غفلت در رسیدن به مرزهای دانش و فناوری است. رشد این شاخص چه قبل و چه پس از انقلاب با حرکتی سریع مواجه نبوده است؛ گرچه طی سالهای اخیر تحرکات زیادی در زمینه خلق دانش فنی و ثبت اختراعات جهانی مربوط به آن صورت گرفته است.
این در شرایطی است که هر یک درصد افزایش در میزان ضریب بازیافت مخازن نفت حداقل معادل 6 میلیارد بشکه نفت، ذخیره اضافی خواهد بود که معادل 300 الی 400 میلیارد دلار ارزش پولی آن است. کشورهای صاحب ذخایر بزرگ بویژه تولیدکنندگان اوپک و منطقه خلیجفارس بخوبی میدانند که پوشش افزایش هزینه فرصتهای از دست رفته اینچنینی به هیچ وجه قابل جبران نخواهد بود و این در شرایطی است که هماکنون بعضی از کشورهای منطقه بازیافت مخازن خود را 10 الی 15 درصد بالاتر از میانگین منطقه افزایش میدهند.
در صنایع پائیندستی نیز خرید لیسانسهای خارجی در برخی پروژهها بایستی حذف شده و جای خود را به عملی کردن مطالعات و تولید دانش بومی واگذار کند. دقت در این مطلب نیز بسیار مهم است؛ فناوری در بخش تجهیزات صنعت نفت که امروزه بهعنوان نماد فناوری در این صنعت به آن توجه میشود، تنها یک حلقه از زنجیره دانش فنی صنعت نفت محسوب میشود.
فناوریهایی مانند مطالعات جامع مخازن بهعنوان روش شناخت هر مخزن هیدروکربوری در مرحله اول نیازمند سیستمهای پیچیده جمعآوری اطلاعات است. پردازش اطلاعات، خود محتاج فناوری نرمافزاری پیچیدهتر است باشد و در ادامه، این زنجیره مدل سازی و شبیهسازی مخزن، نیازمند فناوری نرمافزاری کاملاً پیشرفته است.
جلوگیری از اتلاف و کاهش خطر سرمایهگذاری در توسعه مخازن و تولید بهینه از هر مخزن با دستیابی و تسلط به زنجیره فناوریهای روز حفاری، طراحی روشهای بهبود و ازدیاد برداشت، فناوری تهیه بستههای مناقصه برای اجرا، قدرت و توان فناوری پیمانکاران و مشاوران و دانش فنی انعقاد قرارداد ،همگی در کاهش خطر سرمایهگذاری و تولید بهینه نقش اساسی دارند وبهرغم نقش مهم آنها در اجرای طرحها در تعامل دستیابی به فناوری ساخت تجهیزات از اهمیت آنها کاسته شده است.
پیمانکاران و مشاوران نیز که بخش مهمی از این زنجیره فناوری هستند، در عرف فناوری متداول صنعت نفت ایران بعضاً نامتجانس با زنجیره فناوری قرار میگیرند. دستیابی به فناوری در صورتی مؤثر است که کلیه عناصر در زنجیره فناوری بطور یکپارچه ارتقا و بهبود یابند وبه گونه ای یک دست در سیاستهای فناوری لحاظ شوند.
بههر ترتیب نکته مهم آن است که مسیر توسعه پایدار و مستمر صنعت نفت جز با محوریت سیاستهای کسب فناوری در متن هر عملیات صنعتی میسر نیست. دستیابی به تولید بومی و خودکفایی در عرصه تولید دانش فنی یکی از راهبردهای مهم صنعت نفت ایران است که انتظار میرود با تدوین سیاستهای زیر بخشی مربوط به راهبری مطالعات، پژوهشها و تحقیقات، مسیر آینده توسعه صنعت نفت در یک همافزایی ملی ضمن برقراری تعاملات پویای بینالمللی با چشماندازی روشنتر همراه باشد.